• گفت‌وگو با دكتر فردین علیخواه
  • 1391-02-05 07:37:00
  • کد مطلب : 3513
آیا پخش اخبار جرائم باعث هراس عمومی می‌شود؟

دکتر فردین علیخواه جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه گیلان در این گفت‌وگو به نقطه نظرات پیرامون صحت و سقم دیدگاه‌های رسانه‌ای نسبت به جرائم اجتماعی و انتشار آن  پرداخته و معتقد است: 'رسانه ها باید اخبار را منعکس کنند ولی با نحوه انعکاس اخبار خودشان هم برخورد کارشناسی داشته باشند.'

اشاره: مجید یوسفی - موضوع جرایم در رسانه ها و جرایم رسانه‌ای شده یکی از  مباحث مهم رسانه‌ای است که در ایران قدمت بیش از دو دهه دارد آخرین بار که چنین بحثی، رسانه‌ای را قربانی کرد در سالهای میانی دهه هفتاد بود که نشریه پیرامون حوادث اجتماعی در ایران به دستور قوه قضائیه و تنها به این جرم که خود به مباحثات جرم خیز دامن می زند توقیف شد.
دکتر فردین علیخواه جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه گیلان در این گفت‌وگو به نقطه نظرات پیرامون صحت و سقم دیدگاه‌های رسانه‌ای نسبت به جرائم اجتماعی و انتشار آن  پرداخته و معتقد است: 'رسانه ها باید اخبار را منعکس کنند ولی با نحوه انعکاس اخبار خودشان هم برخورد کارشناسی داشته باشند.'

***

*  ابتدا و قبل از هر چیز جایگاه و اهمیت موضوع جرائم رسانه‌ای شده یا جرائم در رسانه را در مطالعات وسایل ارتباط جمعی توضیح دهید.

ـ در مطالعات وسایل ارتباط جمعی، موضوع ایجاد هراس عمومی توسط رسانه های جمعی با چند واژه مشخص بررسی می‌شود. در این خصوص مهمترین آنها واژه « ترس از جرم» یا (Fear of crime) است. همچنین در متون بسیاری از واژه ترس از قربانی شدن یا (Fear of victimization) هم استفاده می‌شود. در اینجا پرسش اساسی آن است که چه رابطه‌ای بین استفاده از وسایل ارتباط جمعی توسط افراد و میزان ترس از جرم آنها وجود دارد؟ باید بگویم که اساسا در همه جای دنیا افکار عمومی نسبت به اخبار جرائم حساسیت دارد و به همین دلیل هم معمولا این اخبار جزو صفحات یا برنامه‌های ثابت رسانه های جمعی اند. حتی شما می‌بینید که در مقوله بندی موضوعات برنامه‌ای هم ژانری با عنوان رئالیتی تی وی وجود دارد که در آنها معمولا حوادث به شکل واقعی و مستند آنها پخش می‌شوند و طرفداران بسیاری هم دارد.

* ترس از جرم مشخصا به چه معنی است؟

معمولا می‌گویند که ترس پاسخ مستقیم به تهدید است. ترس از جرم موقعی اتفاق می‌افتد که در واقع ممکن است هیچ تهدید واقعی وجود نداشته باشد. برای همین است که می‌گوییم یک ترس از قربانی جرائم شدن وجود دارد و یکی هم واقعیت قربانی جرائم شدن. سوال این است که تناسب بین این دو چگونه است؟ از نظر مشخصات فردی هم باید گفت که فردی که میزان ترس از جرم بالایی دارد به طور دائم اضطراب آن‌را دارد که قربانی یک جرم شود. او در کل با تشویش زندگی می‌کند. او نگران آن است که  الأن سر او بلایی(جرم) خواهد آمد.

* اهمیت این بحث در مطالعات اجتماعی به چه دلایلی است؟

شما در یک سال گذشته دیدید که اخبار حوادث کشور موجب برانگیخته شدن افکار عمومی شد. همه جا صحبت از جرائم رخ داده بود. این‌که تا بدین حد اخبار جرائم و جنایت ها همه گیر شود نشانه آن است که وضعیت نرمال نیست. نگرانی جامعه شناسان از گسترش این نوع اخبار به دلیل تبعاتی است که معمولا در پی دارند. در مطالعات اجتماعی گاهی اوقات خود میزان ترس از جرم می‌تواند یک مسأله اجتماعی تلقی شود. یعنی وقتی بین میزان واقعی جرائم در یک جامعه و میزان ترس از آن جرائم تناسبی وجود نداشته باشد این وضعیت نگران کننده می‌شود. در بهترین حالت این دو میزان باید موازی هم باشند. وضعیت خطرناک زمانی است که برای مثال میزان واقعی جرائم کم ولی میزان ترس از جرم بالا باشد. در این حالت سلامت عمومی می‌تواند به خطر بیفتد و حتی در بعضی از کشورها سیاست های مداخله اجتماعی تعریف می‌شود تا از التهاب جامعه کاسته شود.

* به طور مشخص ترس از جرمی که شما عنوان می‌کنید چه عوارضی می‌تواند در جامعه داشته باشد؟

ـ  برخی از محققان ترس از جرم یا قربانی جرائم شدن را یک نگرش می‌بینند که سه بعد دارد که شامل بعد عاطفی، شناختی و رفتاری می‌شود. فرض بر آن است که بعد عاطفی و شناختی در نهایت در رفتار بروز خواهد کرد و خودش را نشان خواهد داد. اگر برآیند دو بعد عاطفی و شناختی این باشد که جرم و جنایت همه جا را گرفته است این در رفتار فرد هم اثر خواهد گذاشت. دقت شود که در دو بعد اول فرد به این نتیجه هم می‌رسد که جرائم افزایش می‌یابند و او نمی تواند کنترلی بر قربانی جرائم شدن خود داشته باشد. یعنی حالتی از انفعال هم در این برداشت به وجود می‌آید. حال عوارض آن. برای مثال مادری که مملو از این برداشت شود از تعاملات اجتماعی فرزندانش خواهد کاست. او فرزندانش را کمتر به فضاهای عمومی خواهد برد و در نتیجه فرزندان او بیشتر در خانه خواهد ماند. روشن است که کاهش بازی های کودکانه بر روند اجتماعی شدن کودکان هم تأثیر خواهد گذاشت. نکته دیگر آن‌که اساسا اعتماد اجتماعی که شاخص سرمایه اجتماعی است کاهش خواهد یافت و به هر حال سرمایه اجتماعی جزو سرمایه های حیاتی یک جامعه محسوب می‌شود که سرچشمه انسجام و یکپارچکی اجتماعی است. می‌بینید که از یک موضوع خرد و کوچک چه پیامدهای ساختاری و کلانی می‌تواند به وجود بیاید.

* برگردیم به موضوع رسانه و ترس از جرم یا هراس عمومی. آیا فرض آن است که رسانه ها موجب ترس ها و اضطراب های اجتماعی می‌شوند؟

در مورد این‌که رسانه بر رفتار مردم تأثیر گذار است تردیدی وجود ندارد. منتها موضوع اساسی میزان این چنین تأثیری است که درباره آن نظرات متفاوت است. می‌توان گفت که در این خصوص دو رویکرد وجود دارد که البته هر دو رویکرد بر تحقیقات و یافته های علمی تکیه می‌کنند. این دو رویکرد در این سوال اساسی خلاصه شده است: چون مردم از جرائم می‌ترسند و نسبت به آن حساسیت دارند رسانه ها هم مبادرت به پخش اخبار جرائم می‌کنند؟ یا خیر. چون رسانه ها اخبار جرائم را پخش می‌کنند مردم از جرائم می‌ترسند؟ در واقع در یکجا رسانه عامل موثر قلمداد می‌شود و در جای دیگر زمینه اجتماعی است که به رسانه ها حکم می‌کند که در راستای نقش های خود به انعکاس اخبار بپردازند.

* در واقع یک دیدگاه رسانه را مقصر می‌داند و یک دیدگاه این نیاز را در مردم جستجو می‌کند؟

ـ بله. دیدگاهی که رسانه را مقصر می‌داند در نهایت به سیاستگذاری در نحوه اطلاع رسانی و انعکاس اخبار جرائم روی می‌آورد و دیدگاهی که بر زمینه اجتماعی تأکید دارد در نهایت مشکل را در جامعه می‌بیند و راهکارهایش هم به سوی آن می‌رود.

* کدام دیدگاه مهمتر است و بیشتر می‌تواند مسائل یک سال گذشته کشور ما را در حوزه جرائم تحلیل کند؟

ـ پاسخ به این سوال دشوار است. ولی هر دو دیدگاه حرفی برای گفتن دارند. برای مثال دیدگاهی که بر رسانه تأکید می‌کند بیان می‌دارد که وظیفه رسانه ها، اطلاع رسانی یا (inform) است ولی آنچه که در عمل اتفاق می‌افتد گمراه کردن(misinform) است. نکته جالبی که این دیدگاه دارد آن است که می‌گوید در خصوص جرائم خیلی از اوقات رسانه ها باید بگویند که اینطور نیست نه آن‌که اخبار جرائم را به شکل داستانی و سینمائی دربیاورند و در معرض دید بینندگان قرار دهند. اینها حتی از اصطلاحی استفاده می‌کنند با عنوان «جرم در رسانه های جمعی». منظور آنها آن است که اتفاقا باید در رسانه ها دنبال مجرم گشت. آنها هستند که جامعه را این گونه گمراه می‌کنند!

* این موضوع به نظر خیلی مهم می‌آید. یعنی رسانه ها چطور این اخبار را منعکس کنند؟

ـ درست است. اصطلاحی وجود دارد با عنوان تلویزیونی کردن یا (televised) . یعنی یک خبر یا داستان باید تلویزیونی شود. به عبارت دیگر از نظر محتوایی و تکنیک های روایت، ویژگی های مدیای تلویزیون را به خود بگیرد. کاری که شبکه های معروف دنیا با اخبار حوادث انجام می‌دهند. یعنی وقتی افراد قربانی جرم دارند واقعه را تعریف می‌کنند از موسیقی، تکنیک های نورپردازی، حرکت دوربین و غیره به خوبی استفاده می‌کنند تا هیجان تصویر را بالا ببرند. برای همین است که رویکرد متمایل به رسانه می‌گوید که در انعکاس اخبار جرائم دو موضوع اهمیت بسیاری دارد: یکی کیفیت پوشش اخبار جرائم است و دیگری رویکرد و یا نحوه مواجهه با جرم. اینها می‌گویند که معمولا رسانه ها با اخبار جرائم؛ گزینشی (selective reporting) و احساساتی (sensationalist) برخورد می‌کنند.

* درباره دیدگاه دوم هم بیشتر توضیح می‌دهید؟

حرف اصلی دیدگاه دوم آن است که رسانه ها تنها یکی از مجراهای کسب خبر و اطلاعات هستند و نباید اهمیت آنها را زیاد کرد. در ضمن اگر اخبار رسانه ها درباره جرم تأثیر می‌گذارد حتما زمینه های آن وجود دارد. برای مثال اینها تحقیقاتی کرده اند که نشان می‌دهد افرادی که از اخبار رسانه ها تأثیر می‌گیرند اساسا ترس از جهان ( fear of world)  دارند. حتی برخی از محققان افراد را بر حسب میزان تشویش و اضطرابشان گروه بندی کرده اند و در نهایت نشان داده اند که اخبار جرائم رسانه ها معمولا بر کسانی بیشتر تأثیرگذار است که میزان بالایی از تشویش و اضطراب را داشته اند. اینان بر شاخص های اجتماعی دیگری هم تأکید دارند. برای مثال می‌گویند که معمولا تأثیر در بین کسانی که قبلا قربانی جرمی شده باشند، در بین کم درآمدها، در بین کم سوادها، در بین درحاشیه ماندگان اجتماعی بیشتر است.

* آقای دکتر. در کل از این مباحث چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟

ـ من معتقدم که نحوه انعکاس اخبار جرائم بر رفتار بیننده موثر است. باید از این نقدهایی که گفتم استفاده کنیم. محتوا و زاویه دید رسانه ها به جرائم خیلی مهم است. آیا با درشت نمایی جرائم، هدف آن است که تسویه حساب سیاسی صورت گیرد؟ یا هدف آن است که مردم بیشتر بترسند؟ آیا می‌خواهیم اطلاع رسانی کنیم و صادقانه به مردم بگوییم که مواظب باشید و احتیاط کنید؟ واقعا هدف چیست؟ من به هیچ وجه نمی گویم رسانه ها محدود شوند. می‌گویم همانطور که رسانه می‌خواهد آگاهی مردم را بالا ببرد به کاری که خودش دارد انجام می‌دهد هم آگاه باشد. یعنی بداند که دارد چکار می‌کند؟ به نظر من رسانه ها باید اخبار را منعکس کنند ولی با نحوه انعکاس اخبار خودشان هم برخورد کارشناسی داشته باشند. یکی از تحقیقاتی که من درباره موضوع مصاحبه خواندم آن بود که کسانی که خواننده نشریات به اصطلاح زرد بودند در مقایسه با سایر نشریات، ترس از جرم بیشتری داشتند. نکته دیگر آن‌که انعکاس درست اخبار جرائم فوایدی هم دارد و آن موضوعی است که در دنیا با عنوان دفاع طبیعی یا (natural defense) از آن یاد می‌شود. هر شهروند باید از خودش مراقبت کند. در برخی از کشورهای دنیا نهادهای آموزشی و عمومی به دانش آموزان به ویژه دختران روش های مراقبت از خود را در مقابل جرائم آموزش می‌دهند؛ اینها خوب است.

نکته آخر را هم درباره زمینه اجتماعی بگویم. معمولا ما می‌گوییم که تأثیر گذاری پیام به محیط پیام هم بستگی دارد. محیط می‌تواند نقش کاتالیزور را داشته باشد. اگر در جامعه‌ای اعتماد عمومی چه عمودی یعنی به دولت و چه افقی یعنی مردم به همدیگر متزلزل باشد اخبار جرائم فورا همه گیر می‌شود و حرف راست هم اگر زده شود هیچ وقت باور نمی‌شود.